روند تحولات فلسطین و عملیات موفقیتآمیز طوفان الاقصی، که موجب صفبندی آشکار برخی قدرتهای غربی در کنار رژیم صهیونیستی و حمایت از کشتار وحشیانه زنان و کودکان بیگناه فلسطین شده است، تنها به دلیل حمایت از این رژیم مجعول نیست، بلکه آنچه که سبب اصلی همراهی آنها با این اقدامات سبعانه رژیم اشغالگر با گسیل هزاران تن بمب و موشک و اعزام ناوهای هواپیمابر به منطقه شده است، نگرانی آنها از تثبیت قدرت اسلام و وحدت بیشتر جهان اسلام در بستر این تحولات جدید در سرزمین فلسطین است. رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار شیخ ابراهیم زکزاکی رهبر جنبش اسلامی نیجریه با قدردانی از مجاهدتهای وی و خانوادهاش، قدرت روزافزون اسلام در جهان بهرغم توطئههای گسترده را نتیجه این مجاهدتها دانستند و با اشاره به شرایط فلسطین اشغالی و بهویژه غزه گفتند: امروز یکی از مظاهر قدرت اسلام همین مسائلی است که در فلسطین در حال روی دادن است. قضایای روزهای اخیر فلسطین بهویژه بمبارانها و شهادت زنان و کودکان و مردان، دل انسان را مجروح میکند، اما بخش دیگری از این قضایا نشاندهنده قدرت باورنکردنی اسلام در فلسطین است و با لطف و عنایت خداوند متعال این حرکتی که در فلسطین آغازشده است، بهپیش خواهد رفت و منجر به پیروزی کامل فلسطینیها خواهد شد. همه در دنیای اسلام وظیفهدارند به مردم فلسطین کمک کنند.
در تاریخ معاصر داغی بزرگتر از غصب کشور فلسطین بر دل امت اسلامى نهاده نشده است. فاجعه فلسطین از روز اوّل تاکنون، ترکیبى از کشتار و ترور و ویرانگرى و غصب و تعرض به مقدسات اسلامى بوده است. وجوب ایستادگى و مبارزه در برابر این دشمن حربى و غاصب، مورد اتفاق همه مذاهب اسلامى و محل اجماع همه جریانات صادق و سالم ملى بوده است. علت آن نیز به جایگاه بیتالمقدس در میان مسلمانان باز میگردد.
سرزمین فلسطین نقطه اتصال تمدنها است. فلسطین و بیتالمقدس، سرزمین انبیا محل ظهور و گسترش ادیان الهی و نخستین قبلهگاه مسلمین است، قدس از قداست اسلامی برخوردار است که در قلوب مسلمانان و در حافظه آنها نقش بسته است. قدس به دلیل جایگاه دینی، قبله اول مسلمانان، سرزمین اسراء و معراج، سومین شهر دینی بزرگ مسلمانان، سرزمین نبوتها و برکات و سرزمین دفاع و جهاد است.
حضرت امام خمینی (ره) دفاع از مردم مظلوم فلسطین را مسئله اصلی میدانست و هیچگاه به خاطر ملاحظه زورگویان عالم، از دفاع از مظلومین عالم دست نکشید. امام در طول زمان از مسئله فلسطین بهعنوان یک مسئله اصلی یادکرد. امام صریحاً در وصیتنامه و بیانات خود به ندای یاللمسلمین ملتهای مظلوم اهمیت داده و بر دفاع صریح از حقوق مظلومین، دفاع صریح از حقوق ملت فلسطین و هر ملت مظلوم دیگر تأکید میکرد.
چرایی اهمیت این نگاه امامین انقلاب به مسئله فلسطین و تأکید بر اینکه همه در دنیای اسلام وظیفهدارند به مردم فلسطین کمک کنند را باید در دلایل زیر یافت:
اول اینکه سرزمین یک کشور مسلمان را از ملت آن غصب و به بیگانگانی که از کشورهای گوناگون گردآوریشده و جامعهای جعلی و موزاییکی را تشکیل دادهاند، سپردهاند و صاحبان اصلی آن را آواره کردهاند.
دوم اینکه این حادثه بیسابقه در تاریخ، با کشتار و جنایت و ظلم و اهانت مستمر انجامگرفته است.
سوم آنکه قبله اول مسلمانان و بسیاری از مراکز محترم دینی که در این سرزمین قرار دارد، به تخریب و توهین و زوال تهدید شده و در دولت کنونی صهیونیستی شدت یافته است.
چهارم آنکه این دولت و جامعه جعلی در حساسترین نقطه جهان اسلام، از آغاز تاکنون، نقش یک پایگاه نظامی و امنیتی و سیاسی را برای دولتهای استکباری بازی کرده و محور غرب استعماری که به علل گوناگون، دشمن اتحاد و اعتلا و پیشرفت کشورهای اسلامی است، از آن همواره، چون خنجری در پهلوی امت اسلامی استفاده کرده و آن را به عاملی برای تقابل کشورهای اسلامی باهم تبدیل کرده است.
پنجم آنکه صهیونیسم که خطر اخلاقی و سیاسی و اقتصادی بزرگی برای جامعه بشری است، این جای پا را وسیلهای و نقطه اتکایی برای گسترش نفوذ و سلطه خود در جهان قرارداده است.
ششم: تشدید رنج میلیونها آواره فلسطینی، که بسیاری از آنان پس از شش دهه هنوز در اردوگاهها زندگی میکنند.
هفتم: هزینه مالی و انسانی سنگینی که تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی کشورهای اسلامی برای حمایت از فلسطین پرداخته و به دلیل حاکمیت افکار مارکسیستی در گروههای فلسطینی نتیجهای جز شکستهای زنجیرهای در برنداشته است.
اما بهرغم تاریخ گذشته، آنچه برخی قدرتهای غربی و رژیم صهیونیستی را نگرانتر کرده و عامل اصلی تشدید جنایات صهیونیستها ذیل حمایت قدرتهای غربی علیه مقاومت فلسطین گردیده است، تحول درروند مبارزات فلسطین در دهههای اخیر است و آن جایگزینی انگیزه و آرمان اسلامی در مبارزات بهجای انگیزههای ملیگرایی عربی برای آزادسازی قدس شریف قبله اول مسلمانان جهان است. این تحول که با ظهور انقلاب اسلامی شکل گرفت و پسازآن با شکست همهجانبه غرب در جنگ تحمیلی متبلور گردید و بهطور شاخص در میان سازمانهای مبارز فلسطینی بارز بود، اسلامی شدن روند مبارزات و شکلگیری گروههای مبارز مسلمان در میان فلسطینیها بهجای گروههای مارکسیستی بود.
نگاه به روند و ماهیت شکلگیری و مبارزات گروههای فلسطینی در طول سالهای قبل از پیروزی انقلاب نظیر گروه جبهه خلق برای آزادی فلسطین، جبهه آزادیبخش فلسطین فرماندهی کل، جبهه مردمی برای آزادی فلسطین، جبهه دموکراتیک برای آزادی فلسطین و... نشانگر آن است که اکثر این گروهها پیرو اندیشه مارکسیسم لنینیسم بودند، و در میان آنها تنها سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف) سازمانی بود که بهرغم ادعای مسلمان بودن، انگیزههای قومی و عربی در آن بر انگیزه اسلامی غلبه داشت و نکته مهم آن بود که تحرکات این گروههای مارکسیستی بیشتر خارج از سرزمینهای اشغالی و معطوف به برخی از اقدامات نظیر هواپیماربایی و... برای همراهسازی افکار عمومی در جهان بود، اما پیروزی انقلاب اسلامی و گسترش امواج انقلاب، حرکت فلسطین را متحول و گروههایی نظیر حماس و جهاد اسلامی و.... به محور مبارزات تبدیل و تمامی آن گروهها و حتی سازمان آزادیبخش فلسطین به محاق یا حاشیه رفتند؛ و متأثر از آن، روند شکست در جنگهای گذشته، به پیروزی تبدیل و سران رژیمی که بر اساس پروتکلهای صهیون، خواب نیل تا فرات را دیده بودند، اکنون بهجایی رسیدهاند که در پشت دیوارهای بتنی و سیمهای خاردار، از ترس نیروهای مقاومت برای فروپاشی زمانبندی میکنند.
توهم بایدن و نتانیاهو برای نابودی حماس و حزبالله در این جنگ به دلیل نگرانی از تقویت قدرت مقاومت نیروهای مسلمان وانسجام در میان آنها است که علاوه بر زمینهچینی برای فروپاشی رژیم جعلی صهیونیستی، اخراج امریکاییها از منطقه را در پی خواهد داشت.